مرحوم علامه ميرجهاني(ره) (1371ـ1319ش) به كسالت نقرس و سياتيك مبتلا شده بودند و چندين سال در اصفهان و تهران و خراسان معالجه نموده و هيچ نتيجهاي نگرفته بود، تا حدي كه خود ايشان ميفرمودند: «بعضي از دوستان آمدند و مرا به شيروان بردند و در مراجعت، در قوچان توقف كرديم. روزي به زيارت امامزادهاي كه در خارج شهر قوچان و معروف به «امامزاده ابراهيم» است رفتيم و چون هواي لطيف و منظرة جالبي داشت، رفقا گفتند: «ناهار را در اينجا بمانيم، جاي خوبي است.» گفتم: «عيبي ندارد.»
علّامه مجلسي(ره) در كتاب «بحارالانوار»، داستان محمّد بن عيسي را ذكر كردهاند. در دوران سيطرة آشكار انگليسيها بر جزاير خليج فارس، به كمك آنها رژيمي بر بحرين تسلّط يافته و مستقر شده بود كه با مذهب اهل بيت(ع) ميانه خوبي نداشت. استعمار اروپا براي آنكه مردم مسلمان را راضي نگه دارد، يك مرد سنّي را حاكم آنجا قرار داده بود و چون بيشتر ساكنان بحرين را شيعيان و دوستداران خاندان وحي و رسالت تشكيل ميدادند، نظام حاكم با آنان سازگاري نداشت.
یکی از مبلغان امام زمان(عج) می گوید: در سال 1415 ماه مبارک رمضان که به جهت تبلیغ به اطراف شیراز رفته بودم، افطاری را در منزل خدا کرم زارع بودم و ایشان داستان زیر را نقل کردند.